به نام تنهاترين تنهاي من . . . .
امام حسين در نيايش دكتر شريعتي
با تو چه بگويم اي حسين ؟
(شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل)
و تو اي چراغ راه ،
اي كشتي رهايي ، اي خوني كه از آن نقطه ي صحرا ، جاودان مي طپي ، و مي جوشي ، و در بستر زمان جاري هستي ، و بر همه ي نسل ها مي گذري ، و هر زمين حاصلخيزي را سيراب خون مي كني ، و هر بذر شايسته را ، در زير خاك ، مي شكافي ، و مي شكوفايي ، و هر نهال تشنه اي را به برگ و بار حيات و خرمي مي نشاني ،
اي آموزگار شهادت !
برقي از آن نور را بر اين شبستان سياه و نوميد ما بيفكن ،
قطره اي از آن خون را در بستر خشكيده و نيم مرده ي ما جاري ساز ،
و تفي از آتش آن صحراي آتش خيز را به اين زمستان سرد و فسرده ي ما ببخش .
اي كه مرگ سرخ را برگزيدي تا عاشقانت را از مرگ سياه برهاني ،
تا با قطره ي خونت ، ملتي را حيات بخشي ، و تاريخي را به طپش آري ، و كالبد مرده و فسرده ي عصري را گرم كني ، و بدان جوشش و خوروش زندگي و عشق و اميد دهي !
ا يمان ما ، ملت ما ، تاريخ فرداي ما ، كا لبد زمان ما ،
به تو و خون تو محتاج است .
التماس دعا
