تبليغاتX
زهیــــر

 
 

به نام خدا

من امشب مست حضور كسي هستم،

كه مرا به سوي بيكران ارغواني خود فراخواند،

وميانمان،پل ساخت،

و از رو زنه ها بر من تابيد،

و از بيكران خود در من دميد،

واز برايم بسيار باريد.... .

و نغمه ي زندگي را در گوشم نجوا كرد،

و حال من با شاخه ي نوري كه او خود روزي به من هديه كرده بود.... .

در پاي آسمان به انتظارش ايستاده ام.

التماس دعا 

 



دوشنبه 1386/08/21 |

 
 

به نام خدا

درمرداب خوابها ، درحضورآينه ها.

درشكست دلها ، به دنبال خودم مي گردم.

درعبوررودها ، درريزش ابرها... .

به دنبال خودم مي گردم.

مي شكنم سكوتم را درحضوردريا.

همراه مي كنم دلم را به رزم آوران نور.

وهراسان ازعبوري سرد.

به دنبال رهي مي گردم.

تادراين زمستان ، مرا ازاين مرداب يخزده ،

به بهاردلهاي عاشقي هدايت كند.

تا وجودم ازبهارومرداب نيلوفروجودشان،

ازسربگيرم.

تا شوم آنچه كه بايد بشوم.

التماس دعا



دوشنبه 1386/08/21 |

 
 

به نام خدا

دلم اندازه ي يك آسمان خون است.

تو خود گفتي كه دردل شكسته خانه داري.

مرادرياب ، مرادرياب ، كه درياي دل خونم دگر لبريز عشق توست.

مرادرياب ، كه مرداب وجودم مهتاج حضورتوست.

مرادرياب.

التماس دعا

آن لحظه كه از نياز انسان دارد نه كم از هواي ديوان

يك دانه ي گندم طلايي از تشت طلا گران بها تر

در حادثه هاي ناگهاني سالم ز مريض مبتلا تر

آسوده نباش كه بينيازي يك آن دگر پر از نيازي

آنجا كه تو فرعون زماني در تيرس باد خزاني

التماس دعا



دوشنبه 1386/08/21 |

 
 

به نام تنها ترين تنها...

محبوبم اگر براي اين به سوي تو مي آيم

كه مرا از شعله هاي دوزخ نجات بخشي،

بگذار كه در آن بسوزم.

واگر براي آن به سوي تو مي آيم

كه لذت بهشت را به من ببخشي

بگذار كه درهاي بهشت به رويم بسته شوند.

اما اگر براي خاطر تو به سويت مي آيم،

محبوبم          

مرا از خويش مران!

متبركم كن

تا در كنار زيبايي جاودانه ات تا ابد لانه كنم.

.Rabia.

به قلب خويش بنگر

آنجا سلطان تو،مسكن دارد،

و راه رسيدن به او،راه عشق است!

به او ،و نه خويش عشق بورز!

همچون او انديشه كن.

نفس كوچك خود را رها كن

و در درگاه نيلوفرين او

كمال سرور را پيدا كن.

Guru nanak

 

خدايا    مرا به ابتذال آرامش خوشبختي مكشان،اضطرابهاي بزرگ

،غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن.لذت ها را به

بندگان حقيرت ببخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز.

دكتر علي شريعتي.

 

خدايا    آتش مقدس شك را آنچنان در من بيفروز تا همه ي يقين هايي را كه

در من نقش كرده اند،بسوزد،وآنگاه،از پس توده ي اين خاكستر،لبخند مهراوه

بر لبهاي صبح يقيني،شسته از هر غبار طلوع كند.

دكتر علي شريعتي.

 

عشق شما را همچون پوست دانه هاي گندم درآغوش مي گيرد و شمارا پاك مي گرداند،

تا عريانيتان را آشكار كند.شما را الك مي كند تا از خس و خاشاك و پوسته هايتان جدا سازد.

شمارا آرد مي مند تا همچون برف پاك و سپيد شويد.شما را با اشك هايش خمير مي كند تا نرم

گرديد و آنگاه شما را در آتش مقدس خود مي پزد تا نان مقدسي شويد براي سفره ي مقدس خداوند.

جبران خليل جبران

 

التماس دعا

 

 

راستی دوستای عزیزم نظر یادتون نره.

درسته که من دیر آپ کردم ولی این بار دست پر اومدم.

پس شما هم لطف کنید راجع به همه ی متن هام نظرات پر بارتون و بگین

همیشه نورانی باشید

التماس دعا

 

 



دوشنبه 1386/08/21 |