تبليغاتX
زهیــــر

 
 

به نام خداي نشانه ها

به نام خدايي كه براي ارتباط با بنده هاش ازيه زبان واحد استفاده مي كنه       (نشانه)

اين داستان درمورد مرديه كه نشانه ها رو سر و ته دريافت مي كرد و... .

دريك دهكده ي كوچك ايتاليايي مرد مومني در خواب فرشته اي را ديد.فرشته به او گفت:باران مي آيد.سيل مي آيد وهمه جا را مي گيرد ولي تو نمي ميري .روز بعد باران گرفت وسيل عظيمي آمد ودستوردادند همه دهكده را تخليه كنند.همه دهكده را تخليه كردند حتي بازوي آن مرد را گرفتند و گفتند بايد از اينجا بروي.وآن مرد گفت نه من در خواب فرشته اي را ديدم كه گفت:باران مي آيد وسيل عظيمي مي آيد ولي تو نمي ميري.من به نشانه ها اعتقاد دارم پس همين جا مي مانم.روز بعد باران شديد تر شد وسد استحكامش را از دست داد.آب تا طبقه ي اول بالا آمده بود.حتي با قايق به سراغ مرد آمدند و گفتند اين سد به زودي مي شكند وغرق مي شوي بيا برويم ومرد گفت:شما داريد ايمان مرا امتحان مي كنيد من كه به شما گفتم فرشته اي را در خواب ديدم وبه من گفت سيل مي آيد ولي تو نمي ميري.من اينجا مي مانم تا ايمان ايتاليايي ام را ثابت كنم.تمام تلوزيون ها وشبكه هاي خبري ايتاليا انجا جمع شدند.آب به سقف رسيد و مرد همان جا ماند.همه مي خواستند از مردي تصوير برداري كنند كه به ايمان ايتاليايي خودش پايبند بود.اما پليس راضي نبود وحتي يك هلي كوپتر فرستاد وبراي سومين بار سعي كرد نجاتش بدهند؛اما مرد گفت:نه فرشته ها راست مي گويند وحق با فرشتهاست شما اشتباه مي كنيد ومن مي مانم.نيم ساعت بعد سد شكست و سيل وارد شهر شد و مرد را كشت.مرد كه مرد مومني بود به بهشت كاتوليك ها رفت كه فرشتگان بسياري داشت.پطرس قديس كه دربان بهشت است گفت:مي تواني وارد بشوي چون انسان مومني هستي.مرد گفت:نه نه نه من هيچ وقت وارد اينجا نمي شوم به خاطر اين كه صاحب اينجا يك دروغ گوست وبه من دروغ گفت.شما آبروي خانواده ي من را برديد.حالا همه ي تلوزيون ها ومردم نشسته اند و به خانواده ي من مي خندندمن هيچ نمي خواهم به بهشت بروم؛من به جهنم مي روم چون شيطان به من هيچ قولي نداد.پطرس گفت:خوب نه او هيچ وقت دروغ نگفته مي روم و از او مي پرسم.وبعد از نيم ساعت صحبت با خدا برگشت و گفت:بله من با خدا صحبت كردم.او برايت فرشته اي فرستاده بود تا نشانه اي به تو بدهد كه از آن سيل نجات مي يابي ولي خوب در كنارش سه گروه نجات هم برايت فرستاد ولي قبول نكردي ..........!.       وقتي نشانه ها را مي خوانيد ممكن است آن كه انتظار داريد نباشد.(خدا خودش را به ساده ترين شكل

ممكن تجلي مي بخشد)ولي ما منتظر پديده هاي خارق العاده ايم ومعجزه اي را كه پيش روي ماست نمي بينيم.بايد به لحظه ي جادويني كه در هر روز زندگي وجود دارد توجه كنيم.

اميدوارم اين متن كمكي باشد براي كساني كه معجزه اي را كه در هر روز زندگيشان است درك كنند ونشانه ها را..........!.                  

التماس دعا...!.



پنجشنبه 1385/09/02 |