(علی)
(تمام انبیا ساقر گرفتند شراب از ساقی کوثر کرفتند)
ماقلم هائیم دردست ولی که از لب ما می چکدذکرعلی
ذکر مولایم علی اعجاز کرد عقده ها را از زبانم باز کرد
نام او سر حلقه ی ذکر من است که از فروغ او زبانم روشناست
گر نباشد جزبه روشن نیستم این که غوقا می کند من نیستم
من چو مجنونم که در لیلای خود نیستم در هستی مولای خودم
ذکرحق دل را تسلا می دهد آه مجنون بوی لیلا می دهد
جان مجنون قصد لیلائی مکن جان یوسف را ذلیخواهی مکن
از ذکرعلی مدد گرفتیم آن چیز که می شود گرفتیم
درقوتی آزمایش عشق از نمره ی بیست صد گرفتیم
محکوم به حبس عشق گشتیم حکم عزلی عبد گرفتیم
کیست این چهره پوش گردالود شانه های ستبر درد آلود
کیست این ردپای پینه زده گام در کوفه و مدینه زده
کیست این انزاج آتش و نور چهره و گرمنای حرم تنور
کیست این سایه وار در دل شب کیسه ای پرز عشق و نان و رطب
کیستم بنده ای به درگه او که مگر شبی طی کنم ره او
آه مولا مرا مدد برسان زیرصفرم مرا به صد برسان
